![]() دل نوشته هایی در مورد آقا امام زمان علیه السلام وروز شمار نیمه شعبان 1386 هجری شمسی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
حضور
آجرک الله يا صاحب الزمان
السّلام علي الحُسين
و علي عليِّ بن الحُسين
و علي اولاد الحُسين
و علي اصحاب الحُسين
يا ربَّ الحُسين
بحقِّ الحُسين اشفِ صدرَ الحُسين
بظهورِ الحُجّه
|+| نوشته شده توسط صبح در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 16:55
قسمت اول :اهمّيّت غدير بسم اللَّه الرَّحمان الرَّحيم اَلْحَمْدُ للَّهِِ الَّذي جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّكينَ بِوِلايَةِ أميرِالْمُؤْمِنينَ وَ الْأئِمَّةعليهم السلام شهنشاه اقليم ايمان على است ولىّ خداوند سبحان على است وصىّ بلافصل ختم رُسل مروّج به احكام قرآن على است در طليعهى سالگشت غدير، عيد بزرگ خدا، گِرد هم آمدهايم تا به ياد اين روز مبارك و فرخنده، جشنِ ولايت و انتصاب مولايمان حضرت مولىالموحّدين اميرالمؤمنين علی عليه السلام را گرامى داريم و در اين محفل نورانى و بىريا، به پيشگاه وارث زندهى غدير، امام عصر أرواحنافداه، عرض ادب كنيم و تبريك گوييم. قدوم شما عزيزان را به ديدهى منّت مىنهيم و به شما خوشآمد مىگوييم. اجازه دهيد سخن از غدير را از گذشتهاى دورتر آغاز كنيم تا اهمّيّت و عظمت غدير را بيشتر بشناسيم. غدير مشعلى هميشه فروزان است كه به ارادهى الاهى و به دست آخرينِ پیامبر خدا برافروخته شد تا بشريّت همهروزه از نورش بهره گيرد و رهتوشهاى از آن براى سعادت و خوشبختى جاودانهى خويش بردارد. غدير پيامى الاهى و كتابى هميشه گشوده است تا ما پيوسته در آن نظر كنيم و راه و روش زندگى از آن بياموزيم و به نشانهى ايمان و وفادارى، مسؤوليّت ابلاغ آن را به ديگران در اين عصر و در زمانهاى آينده بر عهده گيريم. بياييد با غدير بيشتر آشنا شويم و صاحب آن را بشناسيم و به ديگران بشناسانيم. سخن از امير غدير است و خانهزاد كعبه؛ همو كه به هنگامهى ميلاد، با شكافته شدن ركن مستجار، سه روز ميهمان خدا شد و فرشتگان خدمتگزاران آن ضيافت الاهى بودند. با شكافته شدن دوبارهى كعبه، آن نادرهى دوران به همراه فاطمه بنتاسد، چشم در چشم رسول خدا، حضرت محمّد مصطفى صلى الله عليه وآله وسلم گشود و اينچنين نجوا كرد: بِسم اللَّه الرَّحمان الرَّحيم قَدْ أفْلَحَ الْمُؤْمِنونَ... و حبيب خدا مولود نازنين را در آغوش گرفت و پاسخ داد: قَدْ أفْلَحوا بِكَ يا عَليُّ آرى، على جان! به يقين مؤمنان به تو رستگار و سعادتمند شدند. چنين شد تا نورى ديگر از تبار ابراهيم در آغوش امين مكّه جاى گرفت. قضا را چند سالى بيشتر از دوران كودكى وى سپرى نشده بود كه او را به امين مكّه سپردند. بدينسان، همدَم و همسخن و همنفس او شد و در دامان او پرورش يافت. با تربيت او قد برافراشت و همراه او به حرا رفت و به عبادت و بندگى خداى مهربان پرداخت. از عام الفيل چهل سال گذشته بود. بيست و هفتم ماه رجب، خدا بر بندگانش منّت نهادو امين مكّه را به پيامبرى مبعوث فرمود و فصل تبليغ دين خدا آغاز شد. زادهى ابوطالب عليه السلام در دوران نوجوانى، نخستين ايمانآورنده به خدا و پيامبر و اوّلين مسلمان گرديد و همراه و همپاى او گام برداشت. در نخستين دعوت آشكارپيامبرصلى الله عليه وآله وسلم، تنها اجابتكنندهى رسول خدا او بود كه برخاست و لب به سخن گشود و رسالت پيامبر خاتم را لبّيك گفت و در همان مجلس از سوى مقام رسالت به وصايت و جانشينى منصوب شد. در يكى از سخت ترين دوران اسلام شبى كه سران قبايل كفر با نقشهى شيطانى، شمشيرها به روى دعوتگر دلسوز خويش آخته بودند در پاسخ به درخواست خفتن در جايگاه پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم تنها يك سؤال از رسول خدا كرد: :«آيا شما به سلامت مىمانيد؟» و از سلامتماندن خود نپرسيد و چون پاسخ شنيد: «آرى»، گويى آسوده شد و در بستر رسول آرام گرفت. بى آنكه زره بپوشد و شمشيرى به دست گيرد و هر دَم در انتظار تكّهتكّهشدن پيكر، در بستر پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم خوابيد تا حبيب زنده بماند، تا بشريّت از اين رحمت بزرگ الاهى در مسير سعادت و خوشبختى برخوردار گردد، تا ظلم و جور از اين جهان رخت بربندد. آرى، او همه چیز خود را در راه دین خدا فدا کرد و خشنودى خالق را به دست آورد؛ آنهم در زمانى كه هنوز حكمى براى جهاد و فداكارى نيامده بود و از اينرو سرمشق فداكاران شد. سيزده سال از بعثت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم گذشته بود كه به مدينة النّبى (يثرب آنروز) هجرت فرمود و در پيكارهاى بدر و اُحد و خندق و خيبر و بسيارى ديگر از جنگها در كنار نبىّ اكرم صلى الله عليه وآله وسلم شركت جست و از فداكارى براى حفظ جان آن فرستادهى رحمت دريغ نورزيد. روزى نيز بر بلنداى شانههاى پيامبر، فراز آمد و بتها را در فتح مكّه فروشكست و خانهى توحيد را تطهير كرد. كارنامهى 63 سال زندگانى او كه با پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم و قرآن و اسلام شكل گرفته بود مملو از تلاش و فداكارى در تمامى آن لحظه هاست. در سراسر اين دوران، ارزشهاى والاى وجودى و درياى موّاج فضايل بىانتهاى آن سَرور راستان صحنههايى آفريد كه او را به اوج منزلتها بُرد و به اين افتخارات نايل گرديد: - همگام و همراه پيامبر - امير اهل ايمان و برترين انسان پس از رسول خدا - برادر و جانشين و دروازهى علم پيامبر - پيشواى هدايتگر، حقگرا و باطلستيز - دعوتكننده به قرآن و مفسّر شايستهى آن - پرچم هدايت و سفينهى نجات - آری علی(ع) با حقّ است و حق با اوست. - علی(ع) با قرآن است و قرآن با اوست. - دوست او دوست خدا و پيامبر و دشمن او دشمن خدا و پيامبر است. - علی صراط مستقيم الاهى و معيار ايمان و نفاق است. - نخستين نفر از عترت پيامبر است كه امانت گرانسنگ و عامل هدايت و جلوگير از ضلالت پس از رسول خداست. - از پليدىها و لغزشها به دور و از اصحاب كِساء است. آرى،... او فضايل بىشمارى را به خود اختصاص داده که در این مجموعه یارای پرداختن به آنها نیست اما در اهمّيّت و عظمت غدير همين بس كه وجود چنين شخصيّتى، محور غدير است. غدير اگردر اجتماع بىهمانند آن روز از سراسر سرزمین های اسلامى و از قبايل مختلف تشكيل مىشود و راويان فراوانش نقل آن را به تواتر مىرسانند، غدير داراى محتوايى است كه ریشه در قرآن دارد و براساس فرمان و ارادهى الاهى و به طور رسمى بهصورت وحى، از آسمان بر پيامبر فروفرستاده مىشود و جدّيّت خطاب و ابلاغ به حدّى است كه با صورت نگرفتنِ آن، زحمات 23 سالهى برترين شخص عالَم به سرانجام نمىرسد و به مصداق« فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه» تمامى آن تلاشها زير سؤال مىرود، غدير پيامرسانندهاى چون آخرين پيامآور الاهى دارد كه جز وحى نمىگويد و قول و فعلش حجّت است، غدير يادآور شايستگىها و فضايل امير ابرار و اعلام رسمى و آشكار و فراگير رهبرى و ولايت و امامت اميرالمؤمنين و فرزندانش تا آخرین روز دنیاست، غديرمایه ی تكميل دين و اتمام نعمت و رضايت خداست. غدير برترین عید نزد پيامبر و پيشوايان راستين اسلام است. آری غدير با تمام غرضورزىها و تحريفها و دشمنىها و به دليل روشنى و وضوح و دلالت و تواتر و اسنادش، سند هميشهزندهى تاريخ و حماسهاى جاودانه است كه اينك بعد از چهارده قرن به دست ما رسيده که حتّى عالمان مكتب خلافت را نيز به نقل و روايت واداشته است. آری، غدير بنا به تمام اين دلايل كه گفتيم اهمّيّتش را به هر انسان طالب سعادت مىرساند و مىفهماند؛ امّا بالاترين عظمت و اهمّيّت غدير مديون شخصيّت والاى امير اهل ايمان حضرت مولىالموحّدين امام علىّبن ابىطالب عليه السلام است كه به گوشهاى از صفات و ويژگىهايش اشاره كرديم. زمان غدير، مكان غدير، اصحاب غدير، بيعت غدير، الاهىبودن غدير... همه و همه اين رخداد بزرگ را در جايگاهى مهمّ و حسّاس از تاريخ قرار مىدهد و على عليه السلام، كه سبب ماندگارى و جاودانگى غدير است را در یکی عظیم ترین و حساس ترین فرازهای تاریخ. اگر على عليه السلام در ميانهى صحنهى غدير نبود، پيامبر دست چه كسى را بالا مىبرد كه مورد تأييد خدا باشد و راهش را بهگونهاى ادامه دهد تا زحمات 23 سالهى ایشان هَدَر نرود؟! اگر على عليه السلام در كنار آن بركه حاضر نمىبود، دست مردم در دست چه كسى گذارده مىشد تا آنان را به اوج سعادت و عظمت و ايمان و به سراى بهشت رهنمون گردد؟! مگر نه تنها اوست كه مىتواند در جانشينى پيامبر خداوند، پاسدار دين و شرف و برترى و افتخار و نگهبان همهچيز باشد؟ كدام انسان ديگرى پس از پيامبر، فضايلى چون على دارد؟ آرى، همهچيز «غدير» كه نه، همهچيز «اسلام» پس از پيامبر، به على علیه السلام برمىگردد و در يك كلام، او روح اسلام است. اينك كه اهمّيّت غدير را شناختيم و راز عظمت غدير برايمان آشكار شد، همراهمان باشید تا در بخشى ديگر سفری به آن و نظارهگر منبرى باشيم كه دست رسول خدا دست يداللَّهى علىّ مرتضى را بر فراز آورده و آخرين پيام الاهى را مىرساند؛ پيامى كه اگر به گوش جان كسى برسد و محتواى آن را نپذيرد، اين عمل او برابر با خروج از وادى ايمان و بندگى خداست. كتابهايى كه به نمايش گذارده شده است، هر كدام به نحوى شما را با موضوعات عرضه شده بيشتر آشنا مىكند. درآخرين بخش مىتوانيد آثار موجود را براى مطالعه تهيّه كنيد و پاسخ پرسشهاى خويش را دريافت داريد. از خداى مهربان مسألت داريم ما را از متمسّكين به ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام و فرزندان پاکش قرار دهد و توفيق پيروى و تبعيّت از آخرين بازماندهى عترت، حضرت مهدى عجَّلاللَّهتعالىفرجه را به ما عنايت فرمايد. |+| نوشته شده توسط صبح در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 14:42
معرفی چند کتاب در موردامام زمان
حديث سرداب/ سيدمجتبي بحريني/ انتشارات منير
حوادث تاريخي و رويدادهاي مربوط به سالهاي نخست
غيبت صغرای امام زمان علیه السلام و دوران حکومت خلفای
عباسی و موقعیت تاریخی شهر سامرا و خانه ی امام زمان
علیه السلام خاطرهی آن شب/ سيد جمالالدين حجازي/ انتشارات نيك معارف
درستكار به حضورامام زمان علیه السلام و داستان ولادت و
حوادث دوران امامت آن پيشواي بزرگ با نثري جذّاب و روان گزارش ميلاد/ عبدالحسين طالعي/ انتشارات نبأ
بازنويسي بخشي از كتاب مشهور منتهي الآمال در باره
روايات ميلاد حضرت ولي عصر عليهالسّلام
محمدرضا انصاري/ انتشارات دليل ما
گزارشي مستند از ماجراي مهاجرت حضرت نرگس و داستان
ولادت امام زمان عليهالسّلام كه همچون ولادت حضرت
موسي پنهاني و به دور از اطلاع حاکم وقت بود . |+| نوشته شده توسط صبح در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ساعت 15:52
يا صاحب الزمان
رواق منتظر چشم من آشيانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست |+| نوشته شده توسط صبح در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 14:43
کعبه تجلی گه امام
بسم الله الرحمن الرحیم صلی الله علیک یا صاحب الزمان آمدم اينجا كه يار خويش را پيدا كنم ديده را از روي نور ماه او بينا كنم آمدم اينجا كه ردپاي مولا را مگر در كنار زمزم و ركن و حجر پيدا كنم آمدم اينجا تا شايد به هنگام طواف او طواف كعبه و من طوف آن مولا كنم آمدم اينجا كه در ديدار روي ماه او عقدههاي قلب پر اندوه خود را واكنم حج از فرايض بزرگ اسلام و ارزشمندترين عمل براي نزديكي به خداست. حج بهايي جز بهشت جاويدان ندارد و جاي جاي اين حرم پاك كانون نور است. كعبه را ابراهيم خليل بنا نهاد و او بود که پس از گذراندن آزمایشهای سخت الهی به مقام رفيع امامت رسيد. از اين رو اولين سنگ بناي كعبه با امامت پيوند خورد. امامي كه اولين ايشان حضرت علي عليهالسّلام در آنجا متولد شد وآخرين ايشان يعني آخرين فرزند معصومش درهنگام ظهور دركنارهي آن قيام عدالت گستر خويش را آغاز می كند. بار دیگر پيوند خانهي خدا و امام در سال هشتم هجري مستحکم شد. آن زمان كه علي عليهالسّلام به دستور پيامبر بر دوش آن بزرگوار ايستاد و مركز توحيد را از بتهاي جاهليّت پاك كرد. سال بعد يعني در سال نهم هجري اميرمؤمنان علي عليهالسّلام از جانب پيامبر مأمور شد تا در مراسم حج آيات سورهي برائت را براي مردم قرائت كند تا مردم را از حج جاهلي نهي كند و به حج ابراهيمي دعوت نماید. امام باقر عليهالسّلام درباره مراسم حج ميفرمايند: « رسول خدا صليالله عليه و آله از مدينه عازم سفر حج شد در حالي كه همهي احكام دين را غير از حج و ولايت بر مردم ابلاغ كرده بود. جبرئيل عليهالسّلام نزد او آمد و عرضه داشت: اي محمد ! ، خداوند بلند مرتبه بر تو سلام ميرساند و ميفرمايد : من پيامبري از پيامبران و رسولي از فرستادگانم را قبض روح نكردم مگر بعد از كامل كردن دينم و تأكيد بر حجتم. از دين تو دو اصل باقي مانده؛ حج و ولايت. من زمينم را از حجتم خالي نگذاشتم و هرگز خالي نخواهم گذاشت. » پيامبر صليالله عليه و آله در غدير دست اميرالمؤمنين عليهالسّلام را به عنوان امام زمان، امام دوران و خليفهي خدا بلند كرد و فرمود: «من كنت مولاه فهذا عليٌ مولاه» « آگاه باشيد هر كه من مولاي اويم از اين پس علي مولاي اوست» و در انتهاي اين خطابهي پرشكوه تاريخي حضرت مهدي عليهالسّلام را به عنوان آخرين امام معرفي نمود و فرمود: « اي مردم، بدانيد كه آخرين امامان پس از من فرزندم مهدي است.» بدين جهت خداوند پيامبر صليالله عليه و آله را اينگونه اجر نهاد و آيهي اكمال را بر او نازل كرد: « امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را آیين برگزيدهي شما دانستم.» با نزول اين آيه و واقعهي غدير دين خدا با معرفي امام كامل شد و نعمت رسالت الاهي با معرفي امام علي عليهالسّلام به كمال خود رسيد. امام باقر عليهالسّلام با مشاهدهي طوافكنندگان كعبه فرمودند: « مردم در جاهليّت نيز اينچنين هفت دور بر گرد كعبه ميگشتند. مردم مكلفاند اطراف اين سنگ ها بگردند اما بايد پس از آن نزد ما آيند و مودّت و محبت و آمادگيشان را بر ما عرضه كنند.» آري، كعبه بدون امامت، حج بدون ولايت و طواف بدون امام زمان عليهالسّلام پذيرفته نيست و خوشا به حال زایري كه قبل از سفر، امام زمانش را بشناسد. او را امان خداوندي بداند، با او نجوا كند و با او سر و سري داشته باشد و با نيت ديدار او پاي به اين سفر روحاني بگذارد. زایران ميدانند كه سفر حج سفري است كه امام زمان عليهالسّلام در آن ايام در آن سرزمين حضور دارد و شايستهتر اين است كه تكبير و تسبيحشان با ذكر يا صاحب الزمان يا صاحب الزمان به اوج آسمان بالا رود. ابومحمد نصيري پنجاه و چهار مرتبه به حج بيتالله الحرام مشّرف شد به اميد اينكه جمال دل آراي امام زمان عليهالسّلام را زيارت نمايد. پس از رسيدن به آرزويش حضرت مهدي عليهالسّلام به او فرمود: « اي حسن، آيا فكر كردي كه امر تو بر ما مخفي بود. به خدا قسم هر حجي كه تو انجام دادي من با تو بودم. » آري، او نه در مراسم حج بلكه در همهي حالات همراه با مؤمنان حقيقي است. آنان را ميبيند و در حالي كه مردم ايشان را نميبينند و آنها را دعا ميكنند. محمدبن عثمان نائب دوم امام زمان عليهالسّلام ميگويد: « آخرين بار حضرت مهدي عليهالسّلام را در بيتالله الحرام ديدم كه دعا ميكرد: اللهم انجزلي ما وَعدتني خداوندا وعدهاي را كه به من دادي محقق فرما». جلوهي حقيقي پيوند كعبه با امام در ظهور امام عصر عليهالسّلام كامل ميگردد. امام صادق عليهالسّلام فرمودند: «چون مهدي ظهور كند، به مسجدالحرام رود و رو به كعبه و پشت به مقام ابراهيم ميايستد. دو ركعت نماز ميگذارد و آنگاه ندا ميدهد اي مردم، منم يادگار آدم، منم يادگار ابراهيم، منم يادگار اسماعيل و منم يادگار محمّد...» و ميبينيم كه او استاده بر ديوار كعبه دلش پر جوش ولي سيماي او آرام به دستش قبضهي شمشير، جهان در زير پايش رام و ميبينيم كه او پيراهني بر تن ز عهد كربلا دارد و همراهش هزاران حادثه با صد بلا دارد همان پيراهن خوش بوي زهرايي به روي لب به صوتي خوش ندا دارد نداي گرم داوودي است و يا از كبريا دارد؟ همي گويد منم مهدي منم هادي منم آن مایهی شادی منم آن پور پاك حيدر و زهرا منم آن معنی طه ... آري او ميآيد و او از كعبه ظهور خواهد كرد و آناني كه بر دوستي امامشان پايدار بودهاند او را اميد و پناه زندگاني خود قرار دادهاند و در دوران پرمحنت غيبت به عهد و پيمانشان با او استوار بودهاند، از سراسر كره ي خاكي به سوي او پر ميكشند تا در روز ظهورش با او بيعت كنند. و اينك شادمان از میلادش و مشتاق در انتظارش. دير زماني است كه چشم به ديوار كعبه دوختهايم. دل در گرو مهرش بستهايم و بر آستان خداوند زانو زدهايم و از او ظهورش را ميخواهيم. آري، گوش فرا دادهايم تا از وراي كعبه گوش جانمان را نوازش دهد: اي جهانيان ! انا بقيه الله المنتظر و چه شنيدني است آن آسماني سروش و چه ديدني است آن صحنهي پر جوش و خروش كه آمدنش و ظهورش نزديك است و دوران هجرانش پايان مييابد. مهم اين است كه ما آماده باشيم و با شور و شعف انتظار او را بكشيم. شايسته باشيم و نيك رفتار زيرا خداي بزرگ چنين اراده كرده است. كه آيندهي جهان در اختيار، بندگان نيكش باشد: انَّ الارض يرثها عبادي الصالحون به درستی که زمین به بندگان صالح خدا خواهد رسید آري انتظار تاريخ به پايان ميرسد. و بندگان صالح و پاک خداوند وارثان زمين خواهند شد. زمين از سر شوق و شادي و شعف و با آشكار نمودن تمامي ثروتهايش در جشن ظهور غرق در آباداني و كمال و سرور ميشود. انسانها دستهایشان در دست ولي زمان، قرار ميگيرد و تا انتهاي سعادت، تا قلهي كمال پرواز ميكنند و اوج ميگيرند. و اين آغاز شيرين داستان صالحان زمين خواهد بود. بیایید دست دعا به آسمان بگشاییم و ظهور او را از خداوند بخواهیم اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه |+| نوشته شده توسط صبح در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 11:4
بسم الله الرحمن الرحیم و به یاد ولیش کاش در این رمضان لایق دیدار شویم سحری با نظر لطف تو بیدار شویم کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان تا که همسفره تو لحظه افطار شویم |+| نوشته شده توسط صبح در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 ساعت 12:58
تسلیت
السلام علیک یا امیرالمومنین سالروز شهادت امیر عوالم وجود مولی
الموحدین علی علیه السلام را به پیشگاه مقدس
امام زمان علیه السلام تسلیت عرض می کنیم |+| نوشته شده توسط صبح در سه شنبه دهم مهر 1386 ساعت 19:5
روزه دار بايد منتظر ايام ظهور
حضرت مهدي عليه السلام و
وعده الهي باشد |+| نوشته شده توسط صبح در شنبه سی و یکم شهریور 1386 ساعت 10:37
أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْكُمْ فِي هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ كَانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ وَ مَنْ
خَفَّفَ فِي هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَكَتْ يَمِينُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَيْهِ حِسَابَهُ وَ مَنْ كَفَّ فِيهِ شَرَّهُ كَفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ يَوْمَ
يَلْقَاهُ وَ مَنْ أَكْرَمَ فِيهِ يَتِيماً أَكْرَمَهُ اللَّهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ.
اي مردم! هركس اخلاق خود را در اين ماه نيكو كند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز كه
قدمها، بر آن بلغزد. هركس در اين ماه كارهاي غلامان و مستخدمان خود را سبك گرداند،
خدا در قيامت حساب او را آسان كند. هركس در اين ماه از آزار رساندن به مردم خودداري كند، حق تعالي، روز قيامت،خشم خود
را از او بازدارد.
هركس در اين ماه يتيم بي پدري را گرامي دارد، خدا او را در قيامت عزيز گرداند.
وَ مَنْ وَصَلَ فِيهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِيهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ
وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِيهِ بِصَلَاةٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّى فِيهِ فَرْضاً كَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّى سَبْعِينَ
فَرِيضَةً فِيمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ.
هركس در اين ماه صله رحم كند و با خويشان بپيوندد، خدا او را در قيامت به رحمت خود
واصل گرداند و هركس در اين ماه رابطه اش را با خويشان خود قطع كند،خداوند در
قيامت رحمت خود را از او دريغ نمايد. هركس در اين ماه نماز مستحبي بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و كسي كه نماز
واجبي بجا آورد، خداوند ثواب هفتاد نماز واجب در ماههاي ديگر را به او عطا كند.
وَ مَنْ أَكْثَرَ فِيهِ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَيَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِيزَانَهُ يَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِينُ وَ مَنْ تَلَا فِيهِ آيَةً مِنَ الْقُرْآنِ كَانَ لَهُ
مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِي غَيْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ.
هركس در اين ماه بسيار بر من صلوات فرستد، خداوند كفه سبك اعمال او را سنگين گرداند.
وهركس كه در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسي را دارد كه در ماههاي ديگر
قرآن را ختم كرده باشد.
وسائل الشيعة ج : 10 ص : 314 |+| نوشته شده توسط صبح در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت 14:58
وَ ارْفَعُوا إِلَيْهِ أَيْدِيَكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَوْقَاتِ صَلَاتِكُمْفَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا بِالرَّحْمَةِ
إِلَى عِبَادِهِ يُجِيبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ يُلَبِّيهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ يُعْطِيهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ يَسْتَجِيبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ.
در اوقات نماز، دستهاي خود را به دعا برداريد، زيرا كه وقت نماز بهترين ساعتهاست و در
اين اوقات، حق تعالي با رحمت، به بندگانش مي نگرد و اگر با او مناجات كنند، پاسخشان
دهد و چنانچه او را ندا كنند لبيكشان گويد و اگر از او بخواهند عطا كند و چون او را
بخوانند مستجابشان گرداند.
أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ وَ ظُهُورَكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أَوْزَارِكُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا
بِطُولِ سُجُودِكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا يُعَذِّبَ الْمُصَلِّينَ وَ السَّاجِدِينَ وَ أَنْ لَا يُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ
يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ.
اي مردم! جانهايتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو،
خارج كنيد. پشت شما از بار گناهان سنگين است، پس با طولانی کردن سجده ها، آن را
سبك گردانيد و بدانيد كه حق تعالي به عزت خود سوگند ياد كرده است كه نمازگزاران و
سجده كنندگان در اين ماه را عذاب نكند و در روز قيامت آنها را از آتش دوزخ در امان
دارد.
أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْكُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِي هَذَا الشَّهْرِ كَانَ لَهُ بِذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَى
مِنْ ذُنُوبِهِ، قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَلَيْسَ كُلُّنَا يَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ فَقَالَ ص اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ
لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاء.ٍ
اي مردم! هركه از شما روزه دار مؤمني را در اين ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد
كردن و آمرزش گناهان گذشته اش را خواهد داشت.
برخي از اصحاب گفتند: يا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نيستيم. حضرت فرمود: با
افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهيزيد اگرچه به نصف دانه خرما و يا به يك جرعه
آب باشد. |+| نوشته شده توسط صبح در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 14:21
|